سرباز وطن

جملات عرفانی از شهید دکتر چمران ...

| جمعه, ۱۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۱:۱۹ ب.ظ | ۰ نظر
خدایا هدایتم کن، زیرا می‌دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است. 
خدایا هدایتم کن که ظلم نکنم، زیرا می‌دانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است. 
خدایا نگذار دروغ بگویم، زیرا دروغ ظلم کثیفی است. 
خدایا محتاجم نکن که تهمت به کسی بزنم، زیرا تهمت خیانت ظالمانه‌ای است. 
خدایا ارشادم کن که بی‌انصافی نکنم، زیرا کسی که انصاف ندارد شرف ندارد. 
خدایا راهنمایم باش تا حق کسی را ضایع نکنم، که بی‌احترامی به یک انسان همانا کفر خدای بزرگ است. 
خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجود را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم. 
خدایا پستی و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه گر ساز تا فریب زرق و برق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند. 
خدایا من کوچکم، ضعیفم و ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفان‌ها هستم؛ به من دیده‌ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال تو را براستی بفهمم و بدرستی تدبیر کنم. 
خدایا دلم از ظلم و ستم گرفته است؛ تو را به عدالتت سوگند می‌دهم که مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار نده. 
خدایا می‌خواهم فقیری بی‌نیاز باشم که جاذبه‌های مادی زندگی مرا از زیبایی عظمت تو غافل نگرداند. 
خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم. 
خدایا دردمندم، روحم از شدت درد می‌سوزد، قلبم می‌جوشد، احساسم شعله می‌کشد و بند بند وجودم از شدت درد صیحه می‌زند؛ تو مرا در بستر مرگ آرامش بخش. 
خدایا خسته شده‌ام، پیر شده‌ام، دل شکسته‌ام، ناامیدم و دیگر آرزویی ندارم. احساس می‌کنم که این دنیا دیگر جای من نیست، با همه وداع می‌کنم و می‌خواهم با خدای خود تنها باشم. 
خدایا، خدایا! به سوی تو می‌آیم، از عالم و عالمیان می‌گریزم، تو مرا در جوار رحمتت سکنی ده. 
ای همیشه حاضر در میان ما! با طراوت بهار دیدمت با شمیم انتظار بوییدمت و با دلی بی‌قرار جوییدمت! …
ای چشم بینای خدا! تو حاضری در جای جای زندگانی ما در لحظه لحظه زیستن ما
نفس کشیدن نشستن ما برخاستن ما …در هر پگاه و نگاه ما و در ژرفای نماز و نیاز ما!

دلتنگ تو قاسم سلیمانی‌ست سردار ...

| دوشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۷ ب.ظ | ۰ نظر
اینجا هوا ابری و بارانی‌ست سردار
امسال پاییزش زمستانی‌ست سردار
پرواز حقت بود اما بی‌تو بودن
در این جهان عین پریشانی‌ست سردار... 
پرواز کردی تا بفهمانی به عالم
جایت زمین پست دنیا نیست سردار
حتماً به پرواز تو خیلی غبطه خورده است
دلتنگ تو قاسم سلیمانی‌ست سردار
تا پای جان، مانند سلمان، ایستادی
این ویژگی خون ایرانی‌ست سردار
هر صبحدم هم صحبت خورشید بودی
که چهره‌ات اینقدر نورانی‌ست سردار
تو مرد می‌دانی و نامت می‌درخشد
هر جا برای جنگ، می‌دانیست سردار
 «ان مع عسرِ».. تمام هستی توست
سختی برایت عین آسانیست سردار
رفتی و غوغایی به پاشد با عروجت... 
روح تو از جنس خروشانی‌ست سردار
بی‌تاب کرده کوچه را تابوت پاکت
در کوچه بغضی کهنه زندانی‌ست سردار
از کربلا جبهه‌ها تا مستشاری... 
راه تو راهی سبز و ایمانی ست سردار
تو یک ستاره در حصار خاک بودی
جای تو جز بالا سر ما نیست سردار
همسایهٔ باران شدی در آسمان‌ها... 
از گریه چشمانم چراغانی‌ست سردار
در آسمان از شور و شوق بازگشتت
تا چند مدت جشن و مهمانی‌ست سردار
شعرم نباید خم به ابرویش بیاید
در چشم‌هایش بغض پنهانی است سردار
باید بگیریم انتقامت را از این قوم... 
این شعر لبریز رجزخوانی‌ست سردار
برجی که می‌سازند بر روی گسل‌هاست
این لحظه‌های قبل ویرانی‌ست سردار
خون شهیدان حافظ این انقلاب است
یعنی که درحال نگهبانی است سردار
تو باز خواهی گشت در آن روز موعود
روزی که دشمن در پشیمانیست سردار...! 
امسال را در آسمان مشکی تنت کن
یاد تنی که سهمش عریانی‌ست سردار

شهید رحیم زالی

| يكشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر
نفر اول از سمت چپ : شهید رحیم زالی